با مرشد مرحب، سلبریتی تهرانِ قدیم

مردم مذهبی بیش از همه به کجا می‌رفتند؟  زیارتگاه‌ها و بقعه‌هایی که به آن‌ها اقبال نشان می‌دادند بیشتر کدام‌ها بودند؟ یکی  از تفریحات مردم تهران، نشستن پای معرکه‌گیری بوده است.

مرشد‌ها و مسئله‌گویان، در حوالی زیارتگاه‌های تهران حضور داشتند و به صورت دونفره، گروهی را می‌ساختند که شامل مرشد و بچه‌مرشد بود. بعد از جمع شدن مردم، معمولا یک مساله فقهی را مطرح می‌کردند و از وردست خودش که همان بچه مرشد بود می‌خواست تا به آن جواب بدهد.

به مرشد، نگاهی به اهالی منتظر می‌کرد و با هوشمندی خود، به تناسب این جو، جواب مناسبی می‌داد که این پاسخ، در قالب یک منتقد اجتماعی، سخن از دردهای مردم می‌گفت. بیان چنین معضلات و مسائلی، نوعی همدردی با اهالی تهران به شمار می‌رفت.

بعد از این‌که افراد حاضر خسته می‌شدند، و احتمال پراکنده شدنشان می‌رفت، مرشد و بچه مرشد، سوال‌‌ها و مساله‌‌های غیرجدی‌تری را به پرس و پاسخ می‌گذاشتند و معما هم طرح می‌کردند. این روند گاهی تا نیمی از روز می‌گذشت.

مرشد حبیب، مشهورترین مساله‌گوی تهران بود که همه به آن غبطه می‌خوردند و به نوعی استاد دیگران به شمار می‌رفت و جایگاه او کعبه آمال دیگران بود.

اما مردمی که به زیارتگاه‌ها می‌رفتند، با شمایل‌گردانان و نقالان نیز آشنا می‌شدند که در بازگویی داستان‌های مذهبی و حماسی به دنبال سرگرم کردن مردم بودند و از این راه امرار معاش می‌کردند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *